عطا ملك جوينى
442
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
از نامهء كه صاحب بن عبّاد بيكى از رجال آل بويه موسوم بابو على حسن بن احمد كه از جانب او بمحاصرهء قلعهء شميران پايتخت بلاد طارم مشغول بوده نگاشته « 1 » و ياقوت عين آن نامه را در معجم البلدان در عنوان « سميران » « 2 » نقل كرده است صريحا چنين برميآيد كه مدّت سلطنت اين جستان بن وهسوذان چهل سال بوده است و نصّه : « ثمّ سمت بهم [ اى بآل كنكر « 3 » ] الى مواصلة حسنات [ صح : جستان بن ] وهسوذان ملك الدّيلم و قد ملك اربعين سنة فحين رأى انّ سميران اخت قلعة الموت استجاب للوصلة الخ » ، و چون وفات جستان بشرح مذكور در فوق بظنّ غالب در سلطنت ناصر ( 301 - 304 ) روى داده بوده پس جلوس وى بنابرين لابد در حدود 360 يا اندكى پيش و پس بوده است ، جستان صاحبترجمه را دخترى بوده موسوم بخراسويه كه زوجهء محمّد ابن مسافر ديلمى مؤسّس شعبهء ديگرى از ملوك ديلم معروف بآل مسافر و مادر دو پسر معروف او مرزبان و وهسوذان بوده است ، خراسويهء مذكور زنى بسيار عاقله و مدبّره و باكفايت و تا حدود سنهء 342 ظاهرا حيات داشته است « 4 » ، 4 - علىّ بن وهسوذان ، برادر جستان مذكور قبل ازو ، از قرار تقرير مسكويه در تجارب الأمم ( ج 5 ص 26 ، 38 - 39 ) صاحبترجمه در سنهء 300 از جانب مقتدر خليفه بحكومت اصفهان منصوب و در سنهء 304
--> ( 1 ) چون متن اين نامه بسيار محرّف و مغلوط و عبارت ياقوت نيز مجمل است درست معلوم نيست كه اين نامه را صاحب بن عبّاد بسردار مزبور نگاشته يا برعكس سردار مذكور به صاحب بن عبّاد ، ولى از سياق خود نامه ظاهرا احتمال اوّل ارجح است ، ( 3 ) او آل لنكر يعنى بهم آل مسافر ، ( 2 ) ج 3 ص 149 - 150 ، ( 4 ) شرح حال اين خراسويه در تجارب الأمم ج 6 ص 32 ، 151 - 152 مفصّلا مذكور است ، و قطعا در اشاره بوصلت همين خراسويه با محمّد بن مسافر است فقرهء كه از نامهء صاحب بن عبّاد در فوق نقل شد : « ثمّ سمت بهم همّتهم الى مواصلة جستان ابن وهسوذان ملك الدّيلم الخ » ،